برای مردم امروز باید زندگی را تعلیم داد و الا دیگری خواهد آمد و زندگی را به سبک خویش به آن ها عرضه خواهد کرد. در بیان و تعلیم طرز زندگی می توان به کلیاتی اشاره کرد که خود مردم در زندگی خویش مصادیق آن را پیدا کنند ولی این روش هر چند اصولی است ولی کفایت نمی کند و نمی تواند نقش الگویی خویش را به خوبی ایفا کند؛ بخصوص در جامعه های رسانه ای امروز با تمرکز رسانه ها بر عینیت های حداکثری و اعطای نماد های مختلف. با این وضع باید در کنار کار بر کلیات، الگوهای عینی را نیز به مردم نشان داد و آن را برای ترویج اخذ نمود تا سازندگان برنامه ها هم دچار سردرگمی در انتخاب نشوند.
الگوهای زندگی قدیمی ایرانی اسلامی نیز هر چند از بهترین الگوها برای ترویج هستند؛ ولی به نظر می آید به خاطر دوری زمان و فرهنگ غالب و تفاوت سبک زندگی نمی توان به آن ها نیز اکتفا کرد و برای نمایش امروزین یک زندگی ایرانی نیاز به نمایش امروزین یک زندگی ملموس و در جلوی چشم، در همین شرایط همگانی هستیم.
در بین سبک های زندگی، در کشور الگوهای متفاوتی می باشد. این طرز زندگی نسبت به منطقه های مختلف تغییر می کند و همچنین در بین مردم هر منطقه نیز متفاوت است. هر چند نمی توان یک طرز زندگی را به طور قطع از هر نظر بر فرهنگ زندگی دیگری برتری داد ولی چون ناگزیر از انتخاب یکی با همه جزییات آن هستیم، باید یکی را برتری داد.
به نظر می رسد فرهنگ مردم اصفهان در سبک زندگی فرهنگی مطلوب است که می توان برای ترویج آن سرمایه گذاری نمود. فرهنگ اصفهانی به نحوی مشهود سنتی است. به راحتی می توان نمود سنت ایرانی اسلامی را در آن یافت. روحیه وطن دوستی در آن ها تاثیر گداشته است. البته بیش از آنکه بر وطن خویش تعصب داشته باشند، بر عقاید خویش متعصب هستند. این قوم کمتر پرخاش گر هستند دیر تر از کوره در می روند. حسابگری آنان شهره داخل و خارج است. اصفهانی ها با تمام روحیه سنتی گرای خویش در ورود تکنولوژی ها و بومی سازی آن ها موفق بوده اند. در زندگی ایشان می توان بهترین اجناس را ملاحظه نمود ولی روح غرب گرایی در آن یافت نمی شود. اصفهانی ها مردمانی نسبتا عاطفی هستند. از بارزترین خصوصیات این فرهنگ که آن را لایق می سازد که به فرهنگ تروجی تبدیل سازد، تقید سخت ایشان به خانواده و بستگان می باشد. در اصفهان (بخصوص در خانواده های اصیل) جلسات منظم خانوادگی به وفور یافت می شود و این از انحصاراتی است که تاحدی در دیگر مناطق کشور هم ترویج کرده اند. اصفهانی ها زیبا دوست هستند و هنرمند. به زبیایی، هنر و تمیزی اهمیت می دهند.
ولی با تمام این اوصاف یک ویژگی در این شهر هست که آن را ستودنی می کند و آن ولایت مداری و محبت شدید نسبت به اهل بیت می باشد. در ایام سال روزی را نمی توان یافت که مجلس روضه ای برای امام حسین علیه السلام در این شهر برگزار نشود. حضور زایران اصفهانی در مشهد و در کربلا چیزی نیست که از هر زایر دیگری مخفی مانده باشد با اینکه تعداد اصفهانی ها بسیار زیاد نیست.
به نظر می رسد دولت نیز تا حدی متوجه این قضیه شده است و با نامیدن اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی کشور خواسته اند قدمی برداشته باشند. البته این کفایت نمی کند. فرهنگ دارای مقوله هایی است. رسانه هایی که از اصفهان تغذیه شوند بسیار کم می باشد و می توان علت عمده آن را کم توجهی و نبود بودجه دانست.
الگوهای زندگی قدیمی ایرانی اسلامی نیز هر چند از بهترین الگوها برای ترویج هستند؛ ولی به نظر می آید به خاطر دوری زمان و فرهنگ غالب و تفاوت سبک زندگی نمی توان به آن ها نیز اکتفا کرد و برای نمایش امروزین یک زندگی ایرانی نیاز به نمایش امروزین یک زندگی ملموس و در جلوی چشم، در همین شرایط همگانی هستیم.
در بین سبک های زندگی، در کشور الگوهای متفاوتی می باشد. این طرز زندگی نسبت به منطقه های مختلف تغییر می کند و همچنین در بین مردم هر منطقه نیز متفاوت است. هر چند نمی توان یک طرز زندگی را به طور قطع از هر نظر بر فرهنگ زندگی دیگری برتری داد ولی چون ناگزیر از انتخاب یکی با همه جزییات آن هستیم، باید یکی را برتری داد.
به نظر می رسد فرهنگ مردم اصفهان در سبک زندگی فرهنگی مطلوب است که می توان برای ترویج آن سرمایه گذاری نمود. فرهنگ اصفهانی به نحوی مشهود سنتی است. به راحتی می توان نمود سنت ایرانی اسلامی را در آن یافت. روحیه وطن دوستی در آن ها تاثیر گداشته است. البته بیش از آنکه بر وطن خویش تعصب داشته باشند، بر عقاید خویش متعصب هستند. این قوم کمتر پرخاش گر هستند دیر تر از کوره در می روند. حسابگری آنان شهره داخل و خارج است. اصفهانی ها با تمام روحیه سنتی گرای خویش در ورود تکنولوژی ها و بومی سازی آن ها موفق بوده اند. در زندگی ایشان می توان بهترین اجناس را ملاحظه نمود ولی روح غرب گرایی در آن یافت نمی شود. اصفهانی ها مردمانی نسبتا عاطفی هستند. از بارزترین خصوصیات این فرهنگ که آن را لایق می سازد که به فرهنگ تروجی تبدیل سازد، تقید سخت ایشان به خانواده و بستگان می باشد. در اصفهان (بخصوص در خانواده های اصیل) جلسات منظم خانوادگی به وفور یافت می شود و این از انحصاراتی است که تاحدی در دیگر مناطق کشور هم ترویج کرده اند. اصفهانی ها زیبا دوست هستند و هنرمند. به زبیایی، هنر و تمیزی اهمیت می دهند.
ولی با تمام این اوصاف یک ویژگی در این شهر هست که آن را ستودنی می کند و آن ولایت مداری و محبت شدید نسبت به اهل بیت می باشد. در ایام سال روزی را نمی توان یافت که مجلس روضه ای برای امام حسین علیه السلام در این شهر برگزار نشود. حضور زایران اصفهانی در مشهد و در کربلا چیزی نیست که از هر زایر دیگری مخفی مانده باشد با اینکه تعداد اصفهانی ها بسیار زیاد نیست.
به نظر می رسد دولت نیز تا حدی متوجه این قضیه شده است و با نامیدن اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی کشور خواسته اند قدمی برداشته باشند. البته این کفایت نمی کند. فرهنگ دارای مقوله هایی است. رسانه هایی که از اصفهان تغذیه شوند بسیار کم می باشد و می توان علت عمده آن را کم توجهی و نبود بودجه دانست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر